|
|
عسلم کجا؟ ... |
 |
|
سلام
همونطوری که میبینید بعضی از شعرهام روبان سیاه خوردن...
این شعرها مربوط به کسی بود که واقعا دوسش داشتم...واقعا دوسش داشتم.
ولی دیگه در جمع ما نیست...
اون حتی دیکلمه دومم رو هم نشنید و رفت...
"خدا رحمتش کنه"...
تقریبا دو دیکلمه من ادامه هم بودن این شعرم تقدیم میکنم به عسلم برای بدرقش , اگر چه نیست ولی ...
امیدوارم منو ببخشه.... بد کردم ...خیلی بد کردم.
هر چی خوندم سرنوشته
سـرنـوشـتـم بـد نوشـتـه
عاشـق کسی مـیـشـی که
غــم قـلـبـشـو سرشـتـه
عاشق غـمش مـیـشی تو
هیچ کَسُ و کَسِش میشی تو
ولی از بـخــت بـد مـن
غـمشم مرگ و نوشـتـه
میره و تنها میشی باز
بی کَسُ و بی پا میشی باز
تنها عشقت فکر اون بود
عشقتم بی جون میشه باز
یاد او می افتی هر روز
شبارم یه زخم غم سوز
مـیـشـینه رو سِـیـ نـه تـو
چاره ای نیست...چاره ای نیست...
میگه آروم!!!آروم بسوز
|
|
|
|
|
|
| |