|
|
نفرین |
 |
|
کاش دلم از سنگ بود تا نشد شکستش
دیوارش آتش بود تا کسی نتونه بهش دست بزنه
کاش توش پر از آب بود تا کسی نتونه توش نفس بکشه
کاش توی چشام خاک بود وقتی از کنارم رد شدی
کاش لال می شدم و نمی گفتم..دوست دارم
کاش اشکام خشک می شدن تا نتونم شب و روز گریه کنم
کاش عاشقی خواب بود
کاش
کاش دستام حسی نداشت که گرمی گونه هاتو باور کنم
کاش کر بودم و نمیشنیدم میگی برو..
نه..
کاش تو نبودی , تا خودمرو نفرین نمی کردم
 |
|
|
|
|
|
| |