
سلام
سال داره عوض میشه...یکی سال قبل وشرح میده یکی از سال بعد خیال پردازی میکنه یکی نمی نویسه چون میترسه شادیاش مثل جوهر رو کاغذ خشک بشن یکی می نویسه شاید غمهاش از یادش بره ولی من...من از خودم مینویسم خودی که نشستم و خودکارو میکشم رو زندان خط های کاغذ...و به خودکارم فکر میکنم که آیا بیرون زندانه؟یا توی زندان؟...کمی دقیقتر به خودکارم نگاه میکنم داره قلبمو تکون میده میبینم چند روز پیش آرش بهم داده سیاه مینویسه...ولی کاغذ سفید با سیاهی خودکارش به حرف اومده...داره با همه حرف میزنه...سرم و بالا میگیرم دیوان حافظی که باز گذاشتم تا یک بیت زیبای اونو که به فالم خورده...از یاد نبرم (دردم از یاراست و درمان نیز هم/دل فدای او شدو جان نیز هم) کنار اون کارت تبریک سال نو...
پاهای سردم حواسمو پرت میکنه پنجره روشنایی بازه!پاهام...انگاری سردشون شده میبندمش ولی پشتش همیشه میدونم یکی هست. امروز که پنجره رو بستم مطمئنم راحت چارقدشو کنار زده و داره همه جارو نگاه میکنه...انگاری ازم خجالت میکشه...خوب ماهه دیگه چیکارش کنم؟!
چشمامو میبندم....خدایا شکرت هنوز کسی دارم که بدرقم کنه دعام کنه دوسم داشته باشه...آره مادرم و بازهم خدا شکرت به خاطره هزاران نعمتی که قدرشو من ندونستم...
فکرشرو که میکنم چیزی با ارزش تر از خانوادم ندارم حاضر نیستم حتی لحظه ای ناراحت ببینمشون...نمیگم ناراحتشون نمیکنم ولی....ولی....و باز هم.... مادر سرچشمه محبته...
خدایا تو این لحظات زیبا که روحم داره تو باد یادت موج میزنه یک خواهش دارم رنگ یادتو رو جای خالی بوم زندگیمم بکش...
آرزو: آرزو میکنم قدر هر لحظه رو بدونین,ثانیه هایی که میگذرن عمر ما هستن منتظر ثانیۀ بعد نباشین, ثانیۀ بعدی رو تو همین ثانیه بسازین.
دعا: دعا میکنم قدر همه چیز رو بدونین مخصوصا پدر و مادر.
اعتراف: آدم زیاد خوب,موفق,مهربان یا پیشرویی نیستم ولی همیشه سعی میکنم که باشم...و مهم اینه که امیدوارم.
باور: برای انسانهای قوی هیچ بن بستی وجود ندارد,زیرا آنان بر این باورند که یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
تذکر: زیبایی سفر به زیبایی راهشه وقتی به مقصد رسیدی دیگه سفر تموم شده.
جمله سال: سریع ترین راه برای یافتن نقطه ثقل آن است که در تصحیح خودت افراط کنی – عمدا خلاف آن چه بدان عادت داری انجام بدهی.
راستی عیدی من کو؟؟؟ من دعا می خواهم...شمارم دعا میکنم.
تا سال بعد
رضا کمالی
ساعت 12:56 در آخرین شب 86