![]() |
![]() |
|
| کاش زودتر می گفتم.....شعری که در زبان جاری بود یا زودتر میمردم تا نبینم آنکه خواهد مرد. |
|
آنقدر شکسته ام که شکسـتنت به خیالم نیست کامی ندیده ام ، نه... عاشـقی به کامـم نیست خرده مگـیر که شاعر و عشـق هر دو یکیست شعر نگفته ای شعر که خوانده ای جز کلام چیزی نیست مرا به قالب شاعر و چهار چوب شعر نسپارید مرا هیچ سـنخیتی به شـعر و شاعر نیست توان به جان ندارم وگرنه داد میزدم خدایا بگیر زندگیم که دیگر برای شکست نایی نیست حال ِ مرا می بینید و خنده رقصان به روی لبم به جان نداشته ام قسم که خـنده زقلبی نیست مرا باور کـنید که دیوانه وار بی رحمم خدای نکرده نمانید کنارم که کشتنت کاری نیست
سلام ممنون که وقت میذارینو مطلب رو میخونین..واقعا متشکرم...ولی اگه غیر این بود زحمت نظر دادن رو هم به خودتون ندین.../یا حق/ جواب نظرات پست 108 محمود-عاطفه-شیما-قلی-فرنار.. تو این جمع 5 نفرا فقط عاطفه متن رو خونده بود از عاطفه عزیزم متشکرم و امیدوارم سال خوبی داشته باشی...و برای 4 نفر بعدی هم چی میتونم بگم جز اینکه ممنون که سر زدین عید شمام مبارک. جواب نظرات پست 107 مطلب رو نخونده نظر دادنà( خالیفسور علی-لیلی-مژده-محمد-لیلا...-مسیحا خانوم-علی-ژابیز-رویا-موری- negin) مطلب رو خوندنà(محمد-مهدی محمدی-مصطفی دانش-a.amini-شرقی-lena2007_n-پویان-نسیم-سودا-سوفیا-مرا هرچه دوست داری بنام-ندا خانوم-مرد تنها-داستان های من و سیما-مستانه-توحید موزیک-میترا-آرزو.م-شاهین-مهرگان-ساناز-حاجیه عسلی-تورج بخشایشی-مثلا مهسا..ok) **وحی منزل نیست که این آمار خوندن و نخوندن درسته فقط حس من بود،پس کسی ناراحت نشه...** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/05ساعت 10:56 توسط ر.ک |
|
|
سلام سال داره عوض میشه...یکی سال قبل وشرح میده یکی از سال بعد خیال پردازی میکنه یکی نمی نویسه چون میترسه شادیاش مثل جوهر رو کاغذ خشک بشن یکی می نویسه شاید غمهاش از یادش بره ولی من...من از خودم مینویسم خودی که نشستم و خودکارو میکشم رو زندان خط های کاغذ...و به خودکارم فکر میکنم که آیا بیرون زندانه؟یا توی زندان؟...کمی دقیقتر به خودکارم نگاه میکنم داره قلبمو تکون میده میبینم چند روز پیش آرش بهم داده سیاه مینویسه...ولی کاغذ سفید با سیاهی خودکارش به حرف اومده...داره با همه حرف میزنه...سرم و بالا میگیرم دیوان حافظی که باز گذاشتم تا یک بیت زیبای اونو که به فالم خورده...از یاد نبرم (دردم از یاراست و درمان نیز هم/دل فدای او شدو جان نیز هم) کنار اون کارت تبریک سال نو... پاهای سردم حواسمو پرت میکنه پنجره روشنایی بازه!پاهام...انگاری سردشون شده میبندمش ولی پشتش همیشه میدونم یکی هست. امروز که پنجره رو بستم مطمئنم راحت چارقدشو کنار زده و داره همه جارو نگاه میکنه...انگاری ازم خجالت میکشه...خوب ماهه دیگه چیکارش کنم؟! چشمامو میبندم....خدایا شکرت هنوز کسی دارم که بدرقم کنه دعام کنه دوسم داشته باشه...آره مادرم و بازهم خدا شکرت به خاطره هزاران نعمتی که قدرشو من ندونستم... فکرشرو که میکنم چیزی با ارزش تر از خانوادم ندارم حاضر نیستم حتی لحظه ای ناراحت ببینمشون...نمیگم ناراحتشون نمیکنم ولی....ولی....و باز هم.... مادر سرچشمه محبته... خدایا تو این لحظات زیبا که روحم داره تو باد یادت موج میزنه یک خواهش دارم رنگ یادتو رو جای خالی بوم زندگیمم بکش... آرزو: آرزو میکنم قدر هر لحظه رو بدونین,ثانیه هایی که میگذرن عمر ما هستن منتظر ثانیۀ بعد نباشین, ثانیۀ بعدی رو تو همین ثانیه بسازین. دعا: دعا میکنم قدر همه چیز رو بدونین مخصوصا پدر و مادر. اعتراف: آدم زیاد خوب,موفق,مهربان یا پیشرویی نیستم ولی همیشه سعی میکنم که باشم...و مهم اینه که امیدوارم. باور: برای انسانهای قوی هیچ بن بستی وجود ندارد,زیرا آنان بر این باورند که یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت. تذکر: زیبایی سفر به زیبایی راهشه وقتی به مقصد رسیدی دیگه سفر تموم شده. جمله سال: سریع ترین راه برای یافتن نقطه ثقل آن است که در تصحیح خودت افراط کنی – عمدا خلاف آن چه بدان عادت داری انجام بدهی. راستی عیدی من کو؟؟؟ من دعا می خواهم...شمارم دعا میکنم. تا سال بعد رضا کمالی ساعت 12:56 در آخرین شب 86 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 1:8 توسط ر.ک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فوائد گاو بودن نتایج آزمون سراسری 88 تبدیل نوشته شماره و غیره به صوت..(بسیار جالب) شعری زیبا از محمد علی بهمنی گفتگو با خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و حرفهای عاشقانه موسیقی مطالب روزانه |
| نویسندگان |
|
ر.ک رضا کمالی رضا كمالي |
|
RSS
|