نوشته شده توسط : ر.ك
براي كسي كه شناختنش با گم كردنش برام يكي شد.
فك كردم يكي مياد مرهم اين زخمم ميشه
آره مرهم گذاشت
ولي چاك زخممو وا كرد نمك زد گذشت
فك ميكردم نباشه غمگين ميشم از دلتنگياش...
ولي اما اينطور نبود...
اون منو با مرگ تنها گذاشت
وقتي گفتم ميخام فكر كنم...
طفلكي گفت چرا من نكنم...
اگه مي خاد بعد فكر بگه خدا حافظ...
چرا من نگم...غرورم و تا زه كنم...
ولي اما ندونست غرور اون تازه نشد...
دل من شكستو زخم اون چاره نشد
دلكم فكر منم فكر بدي نيست به خدا
دل من رو پس نده بزار بمونم بي خدا
ولي اما تو نگو بزار برو چيزي نگو...
حرف تو حرف قشنگيه عزيز...
ولي اينجوري نبود رسم شكستنو گريز
آخه چرا با حرف من ، خود منو قال مي زاري...
مگه خودت دل نداري چرا ميري تنهام ميزاري
مهربونم ،قشنگ من به جاي من خودتو بزار ...
قول مرد قوله ولي دوس ندارم ديگه بدم...
مگه من و تو دلامون جدا ميشه...
مگه اصلا ميشه تو ماه خدا دلا، اينجوري سوا بشه...
تو ميري چيزي نميگم نگي اذيت ميكنه...
ولي برگرد ، دلم قُصتو بد جور ميخوره
تو كه رفتي فكر نكن منم گذاشتم خوابيدم
دلكم تا صبح به فكرت اينور اونور چرخيدم
صبح كه خواب اومد به چشمم فكر تو نزاشت...
نزاشت خواب ، يه لحظه دور شه ياد تو
به عشق تو يه رمضون روضه بودم...
آره گلم به ياد تو روزه بودم
روزه عاشقو ديوونه اينه بدون برو
تو نبودي ، من حتي بي خدا بودم
تو كه بي حرف و كلومي دلمو بند زدي
چرا با اين رفتنت دوباره اونو چنگ زدي
اگه محبتم كم بوده برات...باشه برو
اگه كه دروغ ميگم ...برو نيا...ولي من دروغ نگفتم آشنا
اگه كه دلت يه جاي ديگس بگو تو...
منم ميرم حتي نميگم كه كي بود؟
حتما از ما بهترون دوست داره
يا كه داره دلتو دست مياره
والا من راضيم حتي به همين دل خوشيا كه داري با بهتروون سر ميكني...
تو كه حرفي نزدي ازم ميگيري اين خوشي
اگه ميري باشه برو ميگم كه اون دوسم نداشت
اينجوري نگام نكن ميخاستي چي بگم ، گفتي برو چيزي نگو
باشه ميگم عشق من كافي نبود
كم ميگفتم دوست دارم اونم به اين راضي نبود
مهربوناي زمونه همشون اين شكلين
كاش دروغ ميگفتمو حالا حالا باهات بودم...
عزيزم رفتي و بي تو دل من تنگ شده
غم دل از غم هر روزمم سخت شده
باشه خدا حافظ
از امروز واسه تو حرف مرد حرف شده..........
هرجا هستي با هر كي هستي شاد باشي...
ولي منو از ياد نبر...