![]() |
![]() |
|
| کاش زودتر می گفتم.....شعری که در زبان جاری بود یا زودتر میمردم تا نبینم آنکه خواهد مرد. |
|
می روی با رفتنت مرگم ميسر می شود
پنجره از بارش چشمان من تر می شود می روی با زرورقی از خاطرات سبز خويش آبروی چشم هايم نذر بندر می شود مثل عمر من گذشت از اين حوالی آفتاب ارتفاع روز من با شب برابر می شود تا از آن سوی سفر آيی به ديدار دلم بی تو عمر آفتاب عمر من سر می شود می روی و ميرسد پاييز تنهايی ز راه لاله لبخند من از گريه پرپر می شود دارم اينک در خودم حس می کنم ای خوب من عمر من از لاله های باغ کمتر می شود . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/11/28ساعت 19:15 توسط ر.ک |
|
|
کاش دلم از سنگ بود تا نشد شکستش دیوارش آتش بود تا کسی نتونه بهش دست بزنه کاش توش پر از آب بود تا کسی نتونه توش نفس بکشه کاش توی چشام خاک بود وقتی از کنارم رد شدی کاش لال می شدم و نمی گفتم..دوست دارم کاش اشکام خشک می شدن تا نتونم شب و روز گریه کنم کاش عاشقی خواب بود کاش کاش دستام حسی نداشت که گرمی گونه هاتو باور کنم کاش کر بودم و نمیشنیدم میگی برو.. نه.. کاش تو نبودی , تا خودمرو نفرین نمی کردم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/11/21ساعت 22:39 توسط ر.ک |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/11/14ساعت 19:46 توسط ر.ک |
|
|
اتاقم داشت دریایی که در فکرم در آن ماهیه قرمز داشتم گوشه ای دیگر در این زندان , من کوه و دشتی داشتمسرگذشتم بود در همین جا در همین کنج غریب ......
نگفتم ....سازمن در گوشهۀ این کاخ من بود بهترین رویای منمی نوشتم شعر شب می کشیدم شکل شعرم روی دیوار اتاقم رویای من شکل خوبی داشت ...........رنگ دوستی بی کینه هم اتاقیم آیینۀ من بود نگاهش همچو مردابی که من را در خودش کرده صدایش طنین دریا بود موهایش لباس باد و قلبش چشمه ای پاک نمی دانم چرا چشمهایش مثل من بود گویی تمام چهره ام را در خود کرده و از پشت آبگینه ای به من خیره شده هر چه میرفتم رفتنم را می دید میایستادم ایستادنم را میدید هرچه فرار می کردم روح تسخیر شده ام هم میدوید میپیچیدم میپیچید گریه میکردم مینالید عاقبت روزی رسید که پرندۀ رویاهام آیینه را شکست فکر کردم روحم آزاد شده ولی وقتی نگاه کردم دیدم روحم را تکه تکه کرده
ذره ذره جمع کردم روح پاره پاره را تا بماند خاطراتم دور هم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/11/13ساعت 19:7 توسط ر.ک |
|
|
خداوند—حقیقت عشق—صداقت صداقت—نشانۀ خدا خورشید—دریچه ای روشن برای تاریکی غروب—طلوعی دیگر محبت—هدیۀ خوبان چشم—دریچۀ درون خشم—دست شیطان سیاهی—آسفالت غم—نشانۀ محبت دروغ—اختلاص در صداقت عقل—نشانۀ بلوغ نزدیک—نمایندۀ دور کم رویی—نشانۀ کم عقلی ترس—تهفۀ جوانی غرور—عاقبت عقده تهجر—تاریکیه مطلق ناتوانی— حرف مفت خواستن—توقع گرفتن—قدرت قدرت—مهارت مهارت—تلاش تلاش—موفقیت تصادف—شاید دوست—دوستای من حافظه—نمیدونم چیه خلاقیت—فسفر احساسات-- ...... تنهایی—خیلی بده هنرمند—خداوند کعبه—دل توبه—قبول آرزو—هدف مسعولیت—دردسر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/11/06ساعت 1:12 توسط ر.ک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فوائد گاو بودن نتایج آزمون سراسری 88 تبدیل نوشته شماره و غیره به صوت..(بسیار جالب) شعری زیبا از محمد علی بهمنی گفتگو با خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و حرفهای عاشقانه موسیقی مطالب روزانه |
| نویسندگان |
|
ر.ک رضا کمالی رضا كمالي |
|
RSS
|