|
|
بر بال رویاها |
 |
|
کتاب گشوده ای
نبـــودم هرگــز
ولی تو
با سحر نگاهت
می کشم من صورتت را
می نگارم خنده ات را
از همان عکس خیالی
از همان خوابی که گفتم دیدم امشب........
خواب یک ماه زمینی
آنقدر تابان و زیبا
گر تو گویی او به از خورشید و ماه است
خنده اش آنقدرشیرین که به گریه نیست راهی
دست هایش نرم و ناز است
پیکرش را لابه لای دشت گل گم میکنم من
مهر او در کنج ذهنم کرده جایی
تا که بر قلبم نشیند روی فرشی از محبت
در کنار تک درختی
کرده ام سکنا که دلتنگ همین رویای خود باشم
ولی ای داد از رویا
که هرگز پایان ندارد آن
منم هر روز زیر این درخت رویا ها می نشینم که دلم را پر دهم
بر بال رویاها.
تقدیم به رویای من M |
|
|
|
|
|
| |
|
|
نظر یادتون نره(تابلو دار شدیم) |
 |
سلام تابلو گفتمان هم واستون را انداختم از این به بعد اونجا نظر بدین یا اگه شعر از نوع خاصش میخاین بهم بگین واستون بزارم. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
بی تو |
 |
|
بی تو می توان زندگی کرد ولی نمی توان نفس کشید بی تو می توان مرد ولی بی تو نمیتوان در ارامش بود
بی خوابی را میتوان با خواب جبران کرد ولی زمان بی تو بودن را نمی توان برگرداند
تو مانند قطره آ ب می چکی و می روی ولی من بی تو خشکیده ام و تنها
تو با من و بی من هستی ولی من بی تو نمیتوانم باشم
بی تو زیبایی فرشته ها مانند زشتی خودم مرا اذیت می کند و فکر تو روحم را در غبار رویاها رها می کند
ولی نباشد روزی که از رویاها بیرون بیایم و تو را نبینم. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
کتاب سرنوشت |
 |
|
من
فصل به فصل زندگی مرا
خواندی,
هم بهارش را
وهم تابستان تازه نفسش را
آنقدر که خوب میدانم.
فردا
این دفتر هنوز نا تمام را
خواهی بست
و من آن وقت بـا نگاه تـکراری
و حنجرۀ تکراری
فریاد خواهم کشید
بمان. |
|
|
|
|
|
| |
|
|
ارتباط با من |
 |
|
سلام
می بخشین که چند وقتیه آپ نکردم......
تا حالا من فقط شعر های خودمرو می زاشتم تو بلاگ ولی امروز می خوام یه چیزی از دوستم سپهر بزارم.
لطفا اگه می خاین شعرای شما هم در شعراستان من به نمایش در بیاد واسم میل کنید یا پی ام بدین.
liliputboy2003@yahoo.com
gipsy_flame@yahoo.com
به امید اشعارتان.... |
|
|
|
|
|
| |