![]() |
![]() |
|
| کاش زودتر می گفتم.....شعری که در زبان جاری بود یا زودتر میمردم تا نبینم آنکه خواهد مرد. |
|
87/05/17
این تاریخ پست قبلیمه... خیلی سریع شده زندگی...مثل تگرگ که می خواد خودشو بکوبه به زمینو خلاص منم می خواهم خودمو بکوبم به یه جایی و خلاص. ...دلم برای شما برای خودم برای وبلاگم یک ذره شده بود بیشتر برای سبک زندگی قبلیم به هر حال بازم اومدم ببینم چیکار میشه کرد اگرم نشه کاری کرد حداقل سعی خودمو کردم... من همینم یک...ن فحش ناسزا.... و ... و آزاده امروزم تولدمه 30خرداد...کی روز مرگمو اینجا مینویسن؟؟ و طبق معمول هر پست شعر...شعر که نه تلخی زندگی... تولدم مبارک *زاده خرداد* شب زاده شدم زاده خردادم من طالعم شوم کمی سرد چو رگبارم من
خالقم خوب ولی خوب به من بد کرده شاعری! خوب ولی این دل من رم کرده
قاطی صبح شده صبح عذابش داده عاشق شب شده و روز بلایش داده
ظاهرش میش خودش میش دلش خیش شده میشکافد ره پیش و پشت سرش ریش شده
شب زاده شدم چاره دیگر هم نیست فانوس خودم راه خودم چاره دیگر هم نیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/03/30ساعت 1:1 توسط ر.ک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عنوان مطالب
|
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
چهار گروه انسانها از دید دکتر علی شریعتی داستان دستمال عاشق و اشک آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و حرفهای عاشقانه موسیقی مطالب روزانه |
| free |
|
RSS
|