تبليغاتX
شعرهای- تریپ تاپ -عاشقانه www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com www.liliput.blogfa.com
کمی مرا تکان بده مرا به سوی قبله کن

سلام

امروز تولدمه هر کسی تشریف بیاره شعر تلخ در خدمتیم..

 

کسی به در نمیزند

کسی دری نمیزند... به خلوت خیال من

کسی که کس بداندم

کسی که بهترین کسش فقط مرا بخواندم

در این سران که آفتاب چنان چو پتک کوفته

کسی به فکر من نبود

که این... چه سرد سوخته

کسی مرا نمیبرد

نمیبرد به شهرمان نمیبرد به دشتها...نمیبرد نمیبرد به هیچ جا

میان جاده ها دراز درازتر نشسته ام

کسی به قصد کشت هم...ز روی من نمیرود

 

خیال باطلم همان خیال خواب های صبح دم

تو را به خواب دیده ام تو را به خواب دیده ام

تویی بهانه دلم

 

همین کلام بس که من کشان کشان کشیده ام

"خیال تو" تا به صبح...

 

کمی نگاه کن به من چه دردها کشیدهام!

تکان بخور!

  کمی کمک

 

کمی مرا تکان بده

به سوی قبله ام بکن

 

این دو قدم مانده به صبح ...چنان,شبان دیگرم

 

دگر ز تو-دگر زیاد-دگر زشب...دگر زخواب ها خسته ام

از این سراب ها خسته ام

کمی مرا تکان بده

مرا به سوی قبله کن

 

جواب نظرات:

دیگه پایینتر نرو...

وقت نکردم تایپ کنم.

(به زودی در این محل جواب نظرات داده خواهد شد.)

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 16:51  توسط ر.ک  | 

ســـــــلام

##همیشه کشتی راه برگشت داره ولی باد هم هست؟##

 

اولش می خواهم بگم"خدا"

دوم یادتون بندازم که خدا برای همه ماست.. یعنی به قول شاعر گفتی "ما هم خدایی داریم."

سوم واسه سلامتی دوستم "دعا" کنین..

چهارم "شکر" کنین برای ... نه شکر کنین که میتونین شکر کنین،لازم نیست "برای" چیز خاصی شکر کرد.

پنجم خوشحالم که این پستم دادم و شما هم میتونین بخونین.

***

 

 فقط دستش دست شماست.

دل نـبـنـد

کی گـفتـه دنـیـا مال ماس..؟

دلا پر از شور و صفاس..؟

 

ایـنـجـــــا گـور آرزوهـاس..

خدارو شکر مرگ پی ماس..

 

دست توی دستای شماس..

مثل یک پروانه رو یـاس..

 

ولی دلش اون بالاهاس..

فقط دستش دست شماس..

 

دل نـبـنـد ای گل یـاس..

اون بالا جای پروانه هاس..

 

 

پ.ن:  کاش کوزه ای بودم بدون رنگ و لعاب

                              و محکوم به یک دخمه سرد

                                   و معشوقه من "سبزه نوروز بود"

 

 

جواب نظرات پست من ظالمتر از آنم....

داش ساقی عزیز ممنونم از حضورت...شاد باشی.-ممنون از شعر زیبای قیصر.خدا رحمتش کنه.

سودا جان مرسی از این همه نظرهای گشنگ گشنگ :دی بعلی عمل الماخ چتیندی. "اح"یز اولاندا گدین دابلیو سیه...

شاهین جان ممنون از لینک.

دخترک زیبا ممنون از این نظرای زیبا ولی شعر بخون...

فرناز ممنون که می خونین خوشحالم میکنین...نه شایدم آره حق با شماست.

نسیم جان ممنون از دعوت،موفق باشی و سر بلند.

مثلا مهسا... مرسی که اومدی خوشحال شدم.قالبتم دیدم عالیه...-خیلی شرمنده که بازیکن خوبی نبودم.

همون گمنام مرسی از لینک.

سارهه جان ممنون که اومدی آره من از وزن چیزی نمیدونم همینطوری شعر مینویسم که بیشترشم شعر نیست...زیاد جدی نگیر.ولی ممنون از تذکر.

نیلوفر جان ما سعادت نداشتیم شما رو تو وب ببینیم مشکل از ماست.تو که ترکی نمیفهمی با چیه نظرات سودا موافقی ها..؟؟؟ آب حیات آمد و شست....خدا رحمتش کنه.

رند تبریزی غزل بی وزن... شعر نیست شما بگین ترانه..مشکل حل میشه...

مرا هر آنچه دوست داری بنام سلام مه مار :دی خوبی؟ من هر چقدرم مهندس بشم خاک زیر پای دوستامم یا حق.

هومن جان شاد باشی و همیشه پایدار.

مجازات عشق ممنون آره حق با شماست...منو ببخشین.

سایت تخصصی شعر و ادبیات ممنون محمد جان که اومخدی...سلامتی؟؟ خالی که از من نمیپرسی...هر جا هستی شاد باشی...

گمنام مرسی عزیز...جا پای شما زینت وبلاگ شده...

حسین جان دشمنت شرمنده ، هر جا هستی شاد باشی...

مصطفی جان مرسی کمکت...ولی شنبه تا 3شنبه کلاس دارم.

محمد جان وبلاگ پلاک 66 هم مبارک...شاد باشی.

مسیحا خانوم مرسی از نظراتت...خوشحال شدم که بعد از قرنی خوندی و رفتی.

ساناز جان مرسی از لطفت...شاد باشی.

تورج جان مرسی از راهنماییت موفق باشی.

پارمیدا حضور سبز چیه واسه شعر نظر بده J

مستانه جون قهر نکن مگه مثل من بچه ای؟؟؟ شما فقیر نیستین من بی معرفتم...معرفتم نم کشیده.

سطر سیزدهم مرسی از نظر...گریه از آن من و توست کمی شاد نباش...(ببین من چه میکشم)

فاطمه جان تبریک میگم وبلاگ جدید رو...موفق باشی.راستی ممنون از لینک.

سرور جان ممنون..چشم حتما سر میزنم.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت 14:0  توسط ر.ک  | 

من ظالم تر از آنم که مرا عشق بخوانی

 

آنقدر شکسته ام که شکسـتنت به خیالم نیست

کامی ندیده ام ، نه... عاشـقی به کامـم نیست

 

خرده مگـیر که شاعر و عشـق هر دو یکیست

شعر نگفته ای شعر که خوانده ای جز کلام چیزی نیست

 

مرا به قالب شاعر و چهار چوب شعر نسپارید

مرا هیچ سـنخیتی به شـعر و شاعر نیست

 

توان به جان ندارم وگرنه داد میزدم

خدایا بگیر زندگیم که دیگر برای شکست نایی نیست

 

حال ِ مرا می بینید و خنده رقصان به روی لبم

به جان نداشته ام قسم که خـنده زقلبی نیست

 

مرا باور کـنید که دیوانه وار بی رحمم

خدای نکرده نمانید کنارم که کشتنت کاری نیست

من ظالم تر از آنم که مرا عشق بخوانی 

 

سلام

ممنون که وقت میذارینو مطلب رو میخونین..واقعا متشکرم...ولی اگه غیر این بود زحمت نظر دادن رو هم به خودتون ندین.../یا حق/

 

جواب نظرات پست 108

محمود-عاطفه-شیما-قلی-فرنار.. تو این جمع 5 نفرا فقط عاطفه متن رو خونده بود از عاطفه عزیزم متشکرم و امیدوارم سال خوبی داشته باشی...و برای 4 نفر بعدی هم چی میتونم بگم جز اینکه ممنون که سر زدین عید شمام مبارک.

جواب نظرات پست 107

مطلب رو نخونده نظر دادنà( خالیفسور علی-لیلی-مژده-محمد-لیلا...-مسیحا خانوم-علی-ژابیز-رویا-موری- negin)

مطلب رو خوندنà(محمد-مهدی محمدی-مصطفی دانش-a.amini-شرقی-lena2007_n-پویان-نسیم-سودا-سوفیا-مرا هرچه دوست داری بنام-ندا خانوم-مرد تنها-داستان های من و سیما-مستانه-توحید موزیک-میترا-آرزو.م-شاهین-مهرگان-ساناز-حاجیه عسلی-تورج بخشایشی-مثلا مهسا..ok) 

**وحی منزل نیست که این آمار خوندن و نخوندن درسته فقط حس من بود،پس کسی ناراحت نشه...**

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05ساعت 10:56  توسط ر.ک  | 

آخرین پست بی شعر سال 86

سال نو مبارک *رضا کمالی*

سلام

سال داره عوض میشه...یکی سال قبل وشرح میده یکی از سال بعد خیال پردازی میکنه یکی نمی نویسه چون میترسه شادیاش مثل جوهر رو کاغذ خشک بشن یکی می نویسه شاید غمهاش از یادش بره ولی من...من از خودم مینویسم خودی که نشستم و خودکارو میکشم رو زندان خط های کاغذ...و به خودکارم فکر میکنم که آیا بیرون زندانه؟یا توی زندان؟...کمی دقیقتر به  خودکارم نگاه میکنم داره قلبمو تکون میده میبینم چند روز پیش آرش بهم داده سیاه مینویسه...ولی کاغذ سفید با سیاهی خودکارش به حرف اومده...داره با همه حرف میزنه...سرم و بالا میگیرم دیوان حافظی که باز گذاشتم تا یک بیت زیبای اونو که به فالم خورده...از یاد نبرم (دردم از یاراست و درمان نیز هم/دل فدای او شدو جان نیز هم) کنار اون کارت تبریک سال نو...

پاهای سردم حواسمو پرت میکنه پنجره روشنایی بازه!پاهام...انگاری سردشون شده میبندمش ولی پشتش همیشه میدونم یکی هست. امروز که پنجره رو بستم مطمئنم راحت چارقدشو کنار زده و داره همه جارو نگاه میکنه...انگاری ازم خجالت میکشه...خوب ماهه دیگه چیکارش کنم؟!

چشمامو میبندم....خدایا شکرت هنوز کسی دارم که بدرقم کنه دعام کنه دوسم داشته باشه...آره مادرم و بازهم خدا شکرت به خاطره هزاران نعمتی که قدرشو من ندونستم...

فکرشرو که میکنم چیزی با ارزش تر از خانوادم ندارم حاضر نیستم حتی لحظه ای ناراحت ببینمشون...نمیگم ناراحتشون نمیکنم ولی....ولی....و باز هم.... مادر سرچشمه محبته...

 

خدایا تو این لحظات زیبا که روحم داره تو باد یادت موج میزنه یک خواهش دارم رنگ یادتو رو جای خالی بوم زندگیمم بکش...

 

آرزو: آرزو میکنم قدر هر لحظه رو بدونین,ثانیه هایی که میگذرن عمر ما هستن منتظر ثانیۀ بعد نباشین, ثانیۀ بعدی رو تو همین ثانیه بسازین.

دعا: دعا میکنم قدر همه چیز رو بدونین مخصوصا پدر و مادر.

اعتراف: آدم زیاد خوب,موفق,مهربان یا پیشرویی نیستم ولی همیشه سعی میکنم که باشم...و مهم اینه که امیدوارم.

باور: برای انسانهای قوی هیچ بن بستی وجود ندارد,زیرا آنان بر این باورند که یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.

تذکر: زیبایی سفر به زیبایی راهشه وقتی به مقصد رسیدی دیگه سفر تموم شده.

جمله سال: سریع ترین راه برای یافتن نقطه ثقل آن است که در تصحیح خودت افراط کنی – عمدا خلاف آن چه بدان عادت داری انجام بدهی.

 

 

راستی عیدی من کو؟؟؟ من دعا می خواهم...شمارم دعا میکنم.

تا سال بعد

رضا کمالی

ساعت 12:56 در آخرین شب 86

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01ساعت 1:8  توسط ر.ک  |